سلامی بر این درگاه می دهم بوسه بر این خاک می زنم تربت بیقرار، کشیده داغ حسین آبی از دیدگان بر این خاک تبدار می زنم رسید ایام محرم دگر باز زد داغ تیرش به دل پرپرم باز گفتی بسرا نغمه ای از برای حسین چگونه این مرغ خام لب وا کند به نام حسین جز اشک ناقابل تو بگو چه دارد بریزد به یاد حسین من روسیه کرده ام فاش جفای حسین ندارم دگر روی که بیندازم خویش را به پای حسین خدایا تو باز دستم بگیر که برم راه شاید به کربلای حسین

